على محمدى خراسانى

528

شرح منطق مظفر (فارسى)

در خاتمه : مصادره منحصرا به‌سبب اشتراك حدّ وسط با يكى از دو حدّ ديگر ( اصغر يا اكبر ) در يكى از دو مقدّمه ( صغرى و كبرى ) پيش مىآيد ، در نتيجه حتما يكى از دو مقدّمه قياس ، موضوع و محمولش يك چيز است ولو در ظاهر و لفظ ، دو چيز باشد . مقدّمه‌اى را كه نفس همان نتيجه يا مطلوب است ، مطلوب قبل از استدلال و نتيجه بعد از استدلال گويند . مثال مذكور از قياس بسيط كه « كل انسان بشر » باشد كاملا بيان‌گر اين مطلب است . آخرين نكته اين‌كه : مصادره بر مطلوب باطنا و حقيقتا به اين برمىگردد كه قياس از يك مقدّمه تشكيل شده باشد و واضح است كه مقدمهء واحد منتج نتيجه نيست . ز : وضع غيرعلّت به جاى علّت هفتمين و آخرين قسم از اقسام مغالطات معنويّه نهادن غيرعلّت به جاى علّت است . بيان ذلك ؛ در مباحث برهان ، مبحث نهم تحت عنوان شرايط و مقدّمات برهان ، اين نكته ذكر شد كه در برهان اين امور معتبر است : 1 . حدّ وسط بايد علّت و واسطه در اثبات و تصديق و علم به ثبوت اكبر براى اصغر باشد حال علاوه بر آن واسطه در ثبوت هم باشد ( برهان لم ) يا واسطه در ثبوت نباشد ( برهان ان ) . 2 . بايد ميان مقدّمات و نتيجه تناسب و سنخيت باشد زيرا مقدّمات ، علّت و نتيجه معلول آنها است و ميان علّت و معلول حتما بايد سنخيت و مناسبت باشد و گرنه هر چيزى از هرچيزى صادر مىشود پس بايد از نار برودت و از شمس ظلمت زاده شود و . . . درحالىكه چنين نيست آن بنابراين حتما بايد ، مناسبت باشد و اوسط با هردو حدّ ديگر مرتبط باشد تا محفل اكبر و اصغر را روشن سازد ( البتّه بحثى است كه آيا مقدّمات ، علّت تامه علم به نتيجه هستند ؟ يا علل معدّه هستند ؟ و يا عادت الهى بر اين جارى شده كه بدنبال مقدّمات نتيجه را بيافريند ؟ سه مبنا است كه اوّلى از معتزله ، دوّمى از فلاسفه و متكلمين اماميه و سوّمى از اشاعره است . به قول حكيم سبزوارى : و هل بتوليد او اعداد ثبت * او بالتوافى عادة اللّه جرت و الحق ان فاض من القدس الصور * و انّما اعداده من الكفر